اعتماد به نفس

از همون بچگي كه بودم بهم مي گفتن هميشه ميانه رو اش ولي مث هميشه كو گوش شنوا ؟!! حالا دارم نتيجه يا شايدم مجازاتشو مي بينم . اين دو تا ماجرا رو بخونين :
سر جلسه امتحان زبان :
-ببخشيد آقاي “ق” اين درسته ؟!
-اين كه عين كتابه ديگه
- :-@
-پس اين يكي ميشه نوشت : …
-تو مث اينكه حسابي پرتيا . هنوز فرق … با … واقعا كه .
- :-S

سر جلسه امتحان شيمي :
-ببخشيد آقا “ك” اين درسته ؟
-بنويس ببينم… نه اخرش غلطه
چند لحظه بعد
(در دل ؛ بابا اين دبير بي سواده . بذار دوباره بپرسم شايد اشتباه ديده …)
-ببخشيد
-بله
-اينجوري كه ميشه بعدش …
-نه اينجا غلطه بيشتر فكر كن
(در دل ؛ فك كنم بايد صفر بشه جوابش … ولي نه اين اصلا درسته ، تغييرش نمي دم ، درسته ديگه ، داره اشتباه مي كنه منم به اشتباه مي اندازه :-B   )
بعد از امتحان شيمي :
- خب سوال … چي ميشد؟
-صفر
-مطمئني؟! نه داري اشتباه مي كنيا !!
-نه فلاني و فلاني و … مي گن صفر مي شه
-واي گفتما !! لعنتي تو روحم   x_x

نتيجه مي گيريم كه نه بايد به خود مغرور شد و نه خود را دست كم گرفت ( مشو غره كه چون شمع و اينا… )
بعد از اتمام امتحانات نتيجه مهم ديگري كه گرفتم اين بود كه بعد از امتحان هيچ يك از سوال هاي گرامي را چك نفرمايم ، زيرا زبونتون لال غلط نوشته باشم دپرس شده و روي امتحان بعد هم تاپير مي گذارد و گند مي زند به بقيه … ، پس همون بهتر كه چك نكني و فكر كني !! كه 20 مي شي  :^
پي نوشت :‌چند وقتيه حوصله نوشتن ندارم ، فقط دوس دارم بيام اينترنت و مطالب بقيه رو بخونم !!

3 بازي در يك پست

يه چند وقتي بود حوصلم سر رفته بود ، سوژه اي هم واسه نوشتن نداشتم ، گفتم اين همه بقيه منو به بازي وبلاگي دعوت كردن ، يه بار من اونارو دعوت كنم . همونطور كه از اسمش پيداست 3 تا بازيه تو يه پست ( مث اين بازي هاي كامپيوتري :D   ) حالا به دور از حاشيه :

اولين بازي اينه كه بگين وقتي شما مي ياين به اينترنت پايه ي اصلي كاراتون چيه و چه سايت هايي رو هميشه باز مي كنين ?!

خب من اول كه مي يام به دون از سايت ها مي رم سراغ جي تالك و اونو بالا مي يارم ، به ندرت هم مي رم سراغ ياهو مسنجر . بعدش null ، توييت باز شديم ديگه ( فقط يه سيم كارت ايرانسل كمه كه … ) ، بعدش هم اول ايميل ها رو چك مي كنم بعدش مي رم سراغ گودر ببينم پست هاي جديد چي بوده !!  هر چند وقت يه بار هم به وبلاگ دوستان سركي مي كشيم ببينيم چه خبره .

دومين بازي اينكه بگين شما تو ايميلتون معمولا چه ايميل هايي به طور ثابت براتون مي ياد ؟ ( تا حد امكان )

اصولا من هميشه روزي يه ايميل از گروه بلاگر فارسي دارم كه البته از اونجايي كه تو بلاگر وبلاگ فعالي ندارم ، درصددم تا اين ايميل هاي رو لغو كنم ولي خداييش اصلا حسش نيس . ايميل بعدي كه مي ياد هم بعضي اوقات از طرف دوستان با مرام هست كه حاوي عكس و مطالب جالبه ، فرندفيد و واكوپا و توييتر هم كه جاي خودشونو دارن تو ايميل هام …

تو سومين بازي هم بايد بگين اگه شما اهل توييتر هستين و صداي جيك جيك و دوست دارين توييتاتون تو چه مايه هاييه؟!

راستش توييتاي من بيشتر از اينكه يه شعر يا جملات قصار باشه بيشتر كارايي كه تو اين دنياي مجازي انجام مي دمو مي نويسم . و اصولا تو هر 10 تاش يكي رو مرتبط با لاك پشتي بودن سرعت اينترنت پيدا مي كني .

خب حالا نوبت مي رسه به دعتنامه و … البته اگه دوستان ما به عنوان عضو كوچكي از جامعه بزرگ وبلاگستان به حساب بيارن .

اول از همه عباس و دعوت مي كنم بعدش هم  آزاده ، پدرام ، امين هاشمي ، (استاد) علي رضا رفيعي :D   ، ماهان ، سوما ( البته يه چند وقته خبريش نيس ، فك كنم بايد خانوم دكتر صداش كنيم :D   ) ، بتول خانوم ، دوشيزه شين ، سعيد (اگه مارو قابل بدونه ):|ايليا (البته مي دونم اهل بازي نيس ولي خب )، حميدرضا … حالا اگه كسي رو جا انداختم بهم بگين .

در بازي شركت كرده : پدرام ، سعيد ، ماهان ، آزاده

بعد نوشت : از اونجايي كه همين يه وبلاگ معتادم نكرده و هفته اي فقط يه بار مي يام اينترنت ( به جون خودش ) واسه همين تصميم گرفتيم با 4 تا از دوستام يه وبلاگ گروهي بزنيم …

دست نوشته هاي يك عاشق بلاگها

↑ Grab this Headline Animator

آیا خدا همه چیز را خلق کرده؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:”بله او خلق کرد”
استاد پرسید: “آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟”
شاگرد پاسخ داد: “بله, آقا”
استاد گفت: “اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است”
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: “استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟”
استاد پاسخ داد: “البته”
شاگرد ایستاد و پرسید: “استاد, سرما وجود دارد؟”
استاد پاسخ داد: “این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ ”
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: “در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.” شاگرد ادامه داد: “استاد تاریکی وجود دارد؟”
استاد پاسخ داد: “البته که وجود دارد”
شاگرد گفت: “دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.”
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: “آقا، شیطان وجود دارد؟”
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: “البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.”
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام  آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن

پي نوشت : كپي از وبلاگ يكي از دوستام ( اصلا اين دفعه نمي خوام كپي رايت و رعايت كنم چي مي گين ؟!   :-   )

بعد نوشت : به دوست خوبم ، محمد مهدي زوارزاده ، فوت مادر گراميشو تسليت مي گم ، خدا صبرت بده و آخرين غمت باشه و خدا مادرت رو هم بيامرزد smilies

غيبت نيمه صغري

تو اين چند وقت حسابي حالم عوض شده ، كارام رفتارم و كلا تمركزم رو از دست دادم دقيقا دليلش رو نمي دونم ولي فكر كنم واسه همون مشكله هميشگيم باشه ، يا نمي دونم شايدم واسه اين اعتياده كوفتي ( اينترنتو مي گم بابا ) … چند وقت پيش نشسته بودم ييهو فك كردم زلزله داره مي ياد نه گو كه اين پام به طرز فجيحي‌؟! داشت تكون مي خورد هر كاري كردم نتونستم كنترلش كنم تا اين كه بعد از چند لحظه خودش خوب شد ، بعضي وفت ها هم كه سرم درد مي گيره و اين پام هم مي گيره ( فك كنم عصب سياتيك )(كلا بگير بگيره ) ، كابوس خواب و كم داشتم كه اينم اضافه شده . ولي فك كنم مشكل اصلي اين اعتياده ، چون هر وقت بيكار مي شم ييهو مي رم تو فكر و خيال اين انترنت و دوستان خلاصه فك كنم از كراك هم بدتره چون مفت ( واسه من البته دلتون كباب ) بدست مي ياد . واسه همين تصميم خودم رو گرفتم تصميم گرفتم از همين الان كه اين نوشته رو منتشر مي كنم حداكثر هفته اي 2 روز پشت اين كامپيور بشنم اونم به مدت كم ( اگه بتونم ) ، البته با اين وضع امتحان دادن من كه فك كنم اعضاي خانواده بعد از اعلام نتايج بر عليه كامپيوتر يه كودتاي مخملي راه بندازن ( مرگ بر اصل كامپيوتر !! ) در هر صورت خودمم توش موندم ( اينم از آخرين سوتي هاي بنده : a-b+1=1 : a-b=2 ، استعداد و حال كردين واقعا گفتما ، 1.75 هم نمره داشت كه اگه اين استاد نامرد نباشه حداقل 0.75 هم بهمون بده ما قانعيم ، خب راه حل درست بود ديگه دهه ) . البته با اين اوصاف فك كنم منم بايد از همون قرص ها بخورم . مي دونم اولش خيلي سخته كه دور از شما باشم ؛ حالا هم كه به وبگردي و خوندن نوشته ها عادت كردم ، اصلا توييتر و بگو ، يه ايرانسل هم كسي نداره حداقل به توييتمون برسيم …
پي نوشت 1 : مي خوام تو اين چندروز اتاقمو جمع و جور كنم گفتم يه عكسي يادگاري از اتاق داشته باشم ( البته مث بعضي ها كه ما پفك مينو و مينا نداريم خب ) ببخشيد كه كيفيت عكس بده اخه با موبايله ( ما كه دوربين n مگاپيكسل نداريم ، ديجيتالم كجا بود )

null

پي نوشت 2 : راستي من مطلب مي نويسما پس سر بزنين منم سعي مي كنم تا اونجايي كه مي تونم دوستامو فراموش نكنم .

تچر آی تی